به گزارش یونا، آیین وداع و تشییع پیکر حسین(ایرج) خواجه امیری خواننده پیشکسوت موسیقی سنتی ایرانی ملقب به «پهلوان آواز» جمعه (۲۳ مردادماه) با حضور مهدی شفیعی معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، بابک رضایی مدیرکل دفتر امور موسیقی وزارت فرهنگ، اسحاق شکری مدیرعامل انجمن موسیقی ایران، حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی، علی جهاندار، علیاصغر شاهزیدی، هوشنگ، پشنگ، اردشیر کامکار، محمد موسوی، حسامالدین سراج، جواد طوسی، قاسم افشار، خانواده هنرمند و جمعی از مسئولان و هنرمندان با اجرای سیدعباس سجادی در پهنه فرهنگی هنری رودکی مقابل تالار وحدت برگزار شد.
علیرضا افتخاری نیز در مراسم تشییع پهلوان آواز ایران حضور دارد.
از کودکی عاشق صدای ایرج بودم
علیرضا افتخاری خواننده پیشکسوت موسیقی سنتی نیز در این آیین با گرامیداشت یاد ایرج خواجهامیری با بیان خاطرهای از او اظهار کرد: روزی روزگاری، قرار بود استاد ایرج اجرایی در اصفهان داشته باشند. آن زمان من بیشتر از ۱۰ یا ۱۲ سال نداشتم. پردهای در کوچه سپاهان نصب شده بود که روی آن نوشته بودند: «استاد ایرج به زودی در این مکان اجرا خواهند داشت.»
وی گفت: شاید حدود یک ماه، مدرسه را رها کرده بودم و هر روز کنار آن محل میایستادم؛ به امید اینکه بتوانم استاد ایرج را از نزدیک ببینم اما او در مکان دیگری برنامه داشت و آن زمان به آنجا نیامد. افتخاری افزود: با این وجود، همان جا عشق من به استاد ایرج آغاز شد؛ عشقی که از کودکی، از همان ۱۲ سالگی، در وجودم شعله کشید. واقعاً نمیدانم چگونه باید آن احساس را بیان کنم. اینجا مکانی مقدس است اما من عاشق بودم؛ عاشق استاد ایرج.
این خواننده پیشکسوت موسیقی بیان کرد: هیچ وقت تلاش نمیکردم شبیه استاد ایرج بخوانم؛ این صدا خودش راهش را پیدا کرده بود و من چارهای نداشتم. وقتی میخواندم، انگار یکی از شاگردان کوچک استاد ایرج آواز میخواند. افتخاری در ادامه قطعهای با مضمون «چرا یک دم کنار من نمیمانی…» را به یاد زنده یاد ایرج خواجهامیری اجرا کرد.
چرا یک دم کنار من نمیمانی
چرا همچون نسیم از من گریزانی
چرا در دل مرا از خود نمیدانی
بیاد آور تو آن روز طلایی را
پدرم عاشق مردم ایران بود
همچنین در ادامه افتخاری از احسان خواجه امیری دعوت کرد که در جایگاه حضور داشته و قطعهای را به یاد پدرش اجرا کند.
احسان خواجهامیری خواننده موسیقی پاپ و فرزند زندهیاد ایرج اظهار کرد: از دوران بیماری پدرم، ایرج، گفتنیها را گفتهام و ناگفتنیها را دیدهام. مدتهاست، از زمستان گذشته، نتوانستهام بخوانم؛ گویی لال شدهام اما امروز احساس میکنم وظیفه دارم.
وی گفت: اگر پدرم امروز اینجا بود، قطعاً برای شما میخواند. آخرین درسی که در زندگی به من آموخت، عشق بود؛ عشق به ایران و عشق به شما. او عاشق مردم ایران بود.
خواجه امیری افزود: به شما قسم میخورم که پدرم همیشه میگفت: «من فقط میخواهم جایی باشم که مردم هستند؛ من میخواهم پیش مردم باشم؛ پیش مردم ایران.»
وی بیان کرد: استاد ایرج امروز در میان ما نیست اما ما آمدهایم تا با احترام و عشق، بدرقهاش کنیم. من جسارت میکنم و چند خطی از آوازهای استاد را تقدیم حضورتان میکنم. خواجه امیری سپس قطعهای از آثار پدرش را در گرامیداشت یاد او خواند.
ایرج را نمیتوان از تاریخ موسیقی و آواز کشور جدا کرد
حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی ایران در این آیین با عرض خیرمقدم خدمت هنرمندان، استادان، پیشکسوتان، عاشقان موسیقی، عاشقان آواز، عاشقان ایران و عاشقان ایرج بزرگ اظهار کرد: به خانواده و خاندان ارجمند خواجهامیری، فرزندان گرانقدر او، بهویژه هنرمند ارجمند، احسان خواجهامیری و نیز به همه شما عاشقان و شیفتگان هنر و به همه مردم ایران تسلیت عرض میکنم.
وی با اشاره به اینکه ایرج، خاطره چندین نسل است، افزود: چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، چه من بگویم و چه نگویم، ایرج را نمیتوان از تاریخ موسیقی و آواز این کشور جدا کرد. حنجره بینظیر، استثنایی و خدادادی او، متر و معیار صدا بوده، هست و خواهد بود.
نوربخش گفت: ایرج در طول نزدیک به نیمقرن و شاید اندکی بیشتر، آثار بسیار ارزشمند و گرانقدری خواند؛ آواز خواند، ترانه خواند و همه را به آرشیو، حافظه فرهنگی، هنری و موسیقایی ایران تقدیم کرد و اضافه کرد.
مدیرعامل خانه موسیقی ایران بیان کرد: چند سال پیش، گفتوگویی مفصل با ایرج داشتم؛ درباره مسیر رشد و بالیدن او و اینکه چگونه وارد این عرصه شد. این گفتوگو با مصاحبههای معمول که غالباً به بیان زندگینامه هنرمند محدود میشود، کمی متفاوت بود. از زوایای دیگری به موضوع نگاه کردم که امیدوارم فرصتی پیش آید تا درباره آن بیشتر سخن بگویم.
وی افزود: آنچه در آن گفتوگو دریافتم، این بود که این مرد، ژنی بینظیر، عجیب و استثنایی داشت. بدون آنکه معلمی مستقیم داشته باشد، با ذهن و ضمیر خود و با نبوغ ویژهای که بر آن تاکید دارم، از همه شنیدهها و دریافتهایش در آن منطقه بهره گرفت؛ مجموعهای از آموختهها را درونی کرد، سبک و سیاقی پدید آورد و سپس به تهران آمد.
نوربخش اظهار کرد: ایرج بزرگان بسیاری، از جمله استاد صبا و دیگر استادان را دید و از خرمن وجود همه آنان خوشه برچید اما در نهایت، «ایرج» با سبک ویژه خودش در آوازخوانی شد. طبیعتاً آوازخوانی ایرج متأثر از مکتب آواز اصفهان بود، چراکه خود او نیز فرزند همان منطقه بود؛ منطقهای که استاد بزرگ تاج اصفهانی و بسیاری از بزرگان دیگر در آن زیستند، بالیدند و آثار ارزشمند ارائه کردند اما ایرج با تکیه بر این میراث، سبک ویژه و یگانه خود را خلق کرد.
مدیرعامل خانه موسیقی ایران گفت: یک آوازخوان، در روندی زمانبر رشد میکند؛ نزد استادان میرود، شیوهها و سبکهای گوناگون را دنبال میکند تا سرانجام به زبان، گفتمان و امضای شخصی خود برسد اما ایرج در همان جوانی و عنفوان جوانی، سبک و سیاق مستقل خود را در آوازخوانی یافته بود.
وی افزود: خوشبختانه آوازهای فراوانی از ایرج به یادگار مانده است؛ آثاری که تا ایران هست و تا تاریخ هست، ماندگار خواهند بود و مردم از آنها بهره خواهند برد. نوربخش بیان کرد: متأسفانه گاهی در فضای مجازی، برخی میکوشند حتی آواز را نیز به عرصه قطبیسازی تبدیل کنند. در حالی که وقتی بزرگی همچون روانشاد استاد محمدرضا شجریان برای ایرج لقب «پهلوان» به کار میبرد، معنای آن روشن است.
مدیرعامل خانه موسیقی ایران گفت: شجریان بیش از چهل سال پیش خاطرهای را برای من نقل کردند؛ خاطرهای درباره منش، خصال و بزرگمنشی ایرج بزرگ.
او گفت؛ «تازه به رادیو آمده بودم و در ابتدای کارم بودم. چند آواز خوانده بودم. در آن روزگار، بسیاری از پیشکسوتان و بزرگان شاید چندان به جوانترها اعتنا نمیکردند. روزی در حیاط رادیو، گوشهای ایستاده بودم که دیدم آقایی از آن طرف، در حالی که مشغول گفتوگو بودند، به سمت من آمدند و گفت؛ آقا، آقای شجریان شمایید؟، گفتم: بله. گفت؛ آقا، یک آواز از شما شنیدم؛ بسیار خوب بود، آفرین. سپس بسیار مرا تشویق کردند. این اتفاق برای من بسیار امیدبخش بود؛ به من بال و پر داد و باعث شد به خودم ببالَم.»
وی افزود: استاد شجریان میگفت که همواره از این بزرگواری ایرج بزرگ یاد میکرد. خود ایرج بزرگ نیز، چنانکه احتمالاً همه شما شنیدهاید، در گفتوگویی که منتشر شده، همین خاطره را نقل کردهاند.
نوربخش گفت: وقتی بزرگان ما با یکدیگر چنین رفتار میکنند، دیگر ما نباید به خودمان اجازه دهیم فضا را قطبی کنیم. اینان همه بزرگاند؛ همه گلهای جاودان و طراوتبخش بوستان آواز ایراناند. همه عزیزند، همه بزرگاند و همه را باید پاس داشت. باید از این قطبیسازیها پرهیز کنیم.
مدیرعامل خانه موسیقی ایران افزود: روح بلند استاد ایرج عزیز در بهترین جای هستی نظارهگر ماست. برای او رحمت و رضوان الهی طلب میکنیم. قرین رحمت و رضوان خداوندی باد.مجدداً به خانواده محترم خواجهامیری، فرزندان گرانقدر او جامعه هنری و همه مردم ایران تسلیت عرض میکنم.
ایرج، بخشی جداییناپذیر از حافظه موسیقایی مردم ایران است
علی جهاندار خواننده موسیقی سنتی و مدرس آواز نیز ضمن گرامیداشت یاد و خاطره ایرج خواجه امیری اظهار کرد: همه ما وظیفه داریم علمدار و پاسدار این فرهنگ باشیم؛ همان گونه که بسیاری از دوستان حاضر در این جمع نیز هستند.
وی گفت: من آوازهای ایرج را کلام به کلام دنبال کردهام؛ شاید بخش بزرگی از آثار او را از بر باشم و خوانده باشم البته استاد ایرج نیازی به معرفی ندارد. همواره تلاش کردهام کار بزرگان و استادانی را که از آنان آموختهام، با دقت دنبال کنم. جناب آقای نوربخش نیز اشاره کرد که نباید در آسمان پُرستاره هنر آواز ایران، میان ستارگان جدایی و طرفداری ایجاد کنیم.
جهاندار افزود: گاهی گفته میشود چهار نفر در آواز ایران مدال طلا دارند اما معتقدم هر یک از این بزرگان، جایگاه یگانه خود را دارند؛ استاد بنان، استاد ایرج، استاد اکبر گلپایگانی، استاد شجریان و دیگر بزرگان آواز ایران. برخی شاید از سر ناآگاهی، تلاش میکنند میان این بزرگان مقایسه یا مرزبندی ایجاد کنند.
این مدرس آواز بیان کرد: همیشه گفتهام که در مزرعه فرهنگ این کشور، چند گل کمیاب روییدهاند؛ نمیتوان اینها را از هم جدا کرد و گفت این یکی چیست و آن دیگری کیست. هر یک از این بزرگان دنیایی از هنر، تجربه، خلاقیت و زیبایی هستند حتی اگر بخواهیم شیوه اجرای آنان را موشکافی کنیم، میبینیم که هر کدام نگاه، بیان و ظرافت خاص خود را دارند.
وی گفت: برای مثال، استاد شجریان در ادای یک واژه یا در تاکید بر یک «مرا»، حال و هوایی ویژه خلق میکند؛ ایرج نیز با طنازی و توانایی شگفتانگیز خود، در اجرای زنده و تصویری اشعار سعدی، فضایی دیگر و دلنشین پدید میآورد. بنابراین، باید با چنین نگاهی به این بزرگان نگریست اما ایرج، افزون بر همه این ویژگیها، رکوردهایی دارد که کمنظیر است. اگر خوانندگان را به دوندگان یک ماراتن تشبیه کنیم، ایرج از معدود کسانی است که تا پایان مسیر، با اقتدار و بدون افت محسوس به خط پایان رسید.
جهاندار افزود: معنای این سخن چیست؟ یعنی شما در ۹۴ سالگی او نیز نمیتوانید اجرایی پیدا کنید که در آن ضعف یا کاستی آشکاری در آوازش دیده شود. بسیاری از خوانندگان، با افزایش سن، خواه نا خواه دچار افت و خیزهایی در توانایی صوتی میشوند اما ایرج تا سالهای پایانی عمر، آواز را با همان قدرت، صلابت و شکوه اجرا میکرد. وی بیان کرد: یکی دیگر از ویژگیهای ایرج همان عنوان زیبایی است که استاد بزرگ، حسن کسایی، بر او گذاشته بود: «پهلوان آواز». تصور کنید جمعی از هنرمندان و خوانندگان گرد هم آمدهاند و هر یک آواز میخوانند؛ سپس ایرج وارد میشود و آواز سر میدهد. گویی عقابی بر فراز آن جمع پرواز میکند. حضور و صدای او چنان اقتدار و شکوهی داشت که فضا را دگرگون میکرد.
این مدرس آواز گفت: از زیباییهای آواز ایرج هر چه بگویم، کم گفتهام. او فقط یک خواننده نبود؛ یک پدیده بود، یک مکتب و بخشی جداییناپذیر از حافظه موسیقایی مردم ایران است.
جهاندار افزود: همه بزرگان آواز ایران برای ما محترم و عزیز هستند و هر کدام سهمی بزرگ در اعتلای این هنر دارند اما ایرج جایگاهی ویژه دارد؛ جایگاه استاد آواز، پهلوان آواز و هنرمندی که صدایش تا همیشه در جان و خاطره مردم این سرزمین باقی خواهد ماند.
خواجهامیری ۲۱ مرداد پس از دورهای بیماری در ۹۴ سالگی دار فانی را وداع گفت.
خواجهامیری متولد ۱۱ دی ۱۳۱۱ در خالدآباد نطنز از توابع استان اصفهان در خانوادهای هنرمند متولد شد. پدربزرگش ملا میرزا از خوانندگان بنام زمان ناصرالدین شاه بود و پدرش نعمتاللّه که از صدایی خوش و رسا برخوردار بود و ردیف میدانست، مدتها او را تحت تعلیم خویش قرار داد.
وی در همان زمان در مراسم تعزیهخوانی شرکت میکرد و نزد تعزیهخوانانی که ردیف و دستگاه میدانستند، آواز آموخت.
وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی به تهران رفت و در یک مهمانی با حمید وفادار، برادر مجید وفادار آهنگساز بزرگ آشنا شد. وفادار که در آن مهمانی آواز اثرگذار خواجه امیری را شنیده بود او را به ابوالحسن صبا معرفی کرد. خواجه امیری سال ۱۳۲۶ به مکتب ابوالحسن صبا راه یافت و دو سال پیاپی در حضور او دانستههای خویش را تکمیل کرد و به وسیله وی به ابراهیم منصوری که مسئولیت سرپرستی رادیو ایران را برعهده داشت معرفی شد و چون مورد تأیید صبا بود از او آزمونی گرفته نشد. از این تاریخ به بعد همکاری خواجه امیری با ارکستر ابراهیم منصوری آغاز شد و برنامههای متعددی را اجرا کرد.
خواجه امیری پس از مدتی در سال ۱۳۲۹ در دانشکده افسری ارتش پذیرفته شد و در آنجا نیز در برنامه ارتش شرکت و با ارکستر محمدعلی بهارلو برنامه اجرا میکرد. در سال ۱۳۳۰ اکبر گلپایگانی و جمشید مشایخی که هر دو از نامآوران و بزرگان هنر ایران در زمینه موسیقی و سینما هستند نیز در دانشکده افسری پذیرفته شدند و از همان زمان، دوستی خواجه امیری و گلپا شکل گرفت و این دوستی ادامه یافت.
خواجه امیری در آن زمان به خاطر محدودیتهای ارتش نمیتوانست از اسم اصلی خود در اجرای برنامههای هنری موسیقی استفاده کند به همین دلیل نام مستعار ایرج، که نام برادرش بود را برای خود برگزید و در این سالها یعنی از ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۶ با ارکسترهای مختلف از جمله ارکسترهای ابراهیم منصوری، عبدالله جهانپناه، محمدعلی بهارلو، نصرالله زرینپنجه، مهدی خالدی، جواد لشکری، بزرگ لشکری برنامه اجرا کرد. موفقیتهای ایرج ادامه داشت تا اینکه بالاخره در سال ۱۳۳۶ به دعوت داوود پیرنیا بنیانگذار برنامه گلها به این برنامه مشهور راه یافت و در نخستین همکاری خود با این برنامه برگ سبز ۴۳ را در مایه شور-ابوعطا و با همکاری علی تجویدی و فرهنگ شریف و امیر ناصر افتتاح خواند. از همان زمان همکاری وی با برنامه گلها ادامه یافت.
ایرج علاوه بر اجرای برنامههای مختلف رادیویی به اجرای ترانه و آواز برای فیلمهای فارسی همت گماشت و بازیگران زیادی از جمله محمدعلی فردین، منوچهر وثوق، رضا بیکایمانوردی ترانههای وی را لبخوانی میکردند. نخستین فیلمی که ایرج در آن ترانه خواند، فیلم روزنه امید به کارگردانی سردار ساگر و با ترانههای ساخته جواد لشکری است.
خواجهامیری با برخورداری از صدایی پرقدرت، وسعت صوتی کمنظیر و تسلط بر ردیف موسیقی ایرانی، طی دههها فعالیت هنری، جایگاهی ماندگار در تاریخ موسیقی ایران به دست آورد. این خواننده فقید در دوران فعالیت هنری خود بیش از ۲هزار آواز و تصنیف و ترانه در برنامههای مختلف خواند و بخش مهمی از فعالیت هنری ایرج در برنامه ماندگار «گلها» در رادیو ایران رقم خورد و آوازها و تصنیفهای متعددی با صدای او در این مجموعه به یادگار ماند.
خواجه امیری در طول سالهای فعالیت خود با جمعی از برجستهترین آهنگسازان، نوازندگان و موسیقیدانان ایران از جمله علی تجویدی، همایون خرم، پرویز یاحقی، حبیبالله بدیعی، حسن کسایی، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، احمد عبادی، جواد معروفی، اسداله ملک و فضلالله توکل همکاری داشت و نقش مهمی در ماندگاری بخشی از گنجینه موسیقی کلاسیک ایران ایفا کرد.
خواجه امیری در دوران فعالیت هنری خود بیش از ۲هزار آواز و تصنیف و ترانه در برنامههای مختلف خوانده است که نیاز، غزل خوان، همه چشمها به ایرانه، به یاد فردین، پرنده، حرف نگفته، شب بارانی، خاطرات زندگی، گل من، گلدون بیگل، سنگ صبور، قصه زندگی، گلریزان، افسونساز، شمع شبافروز، زمزمه چوپان، محو تماشا از جمله این آثار هستند؛ آثاری که در کنار صدها آواز و اجرای او در برنامه «گلها»، همچنان در حافظه شنیداری دوستداران موسیقی ایرانی جایگاه ویژهای دارند.
