جنگ ۱۲ روزه و پس از آن جنگ ۴۰ روزه، جامعه ایران را در موقعیتی قرار داد که بسیاری از اختلافات و تفاوتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در برابر یک مسئله بزرگتر یعنی حفظ ایران و مقابله با تهدید خارجی قرار گرفت. پزشکیان نیز در روایت خود از این دوره، جنگ ۱۲ روزه را نماد وحدت ملی ایرانیان دانست و تأکید کرد که مردم فارغ از سلیقه و دیدگاه سیاسی، هنگام دفاع از کشور یکپارچه عمل کردند. از نگاه او، همبستگی مردم، توان جوانان و امید به آینده از مهمترین سرمایههای ماندگار کشور هستند.
انسجام ملی البته به معنای یکسان شدن دیدگاههای مردم نیست. جامعهای با میلیونها شهروند و سلایق مختلف، طبیعتاً با اختلاف نظر روبهرو است؛ اما نقطه مهم آنجاست که این اختلافها مانع شکلگیری منافع مشترک نشود. بحرانهای اخیر نشان داد مردم میتوانند نسبت به مسائل داخلی و عملکرد مسئولان نقد داشته باشند، اما در برابر تهدید علیه تمامیت ارضی کشور، بر یک نقطه مشترک به نام ایران بایستند.
با این حال، انسجام ملی فقط در میدان جنگ شکل نمیگیرد. حفظ جریان عادی زندگی مردم در شرایط بحرانی نیز بخشی از این سرمایه اجتماعی است. تأمین کالاهای اساسی، استمرار خدمات درمانی، تأمین سوخت، حفظ شبکههای آب و برق و ادامه فعالیت دستگاههای اجرایی، همگی در حفظ آرامش و اعتماد عمومی نقش دارند. هرگونه اختلال گسترده در این حوزهها میتواند اضطراب اجتماعی را افزایش دهد و اعتماد مردم به توان مدیریت بحران را کاهش دهد.
تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد بخشهای مختلف جامعه میتوانند در حفظ این انسجام نقش داشته باشند. از کادر درمانی که بیمارستان را ترک نمیکند تا کارمندی که در شرایط بحرانی به کار خود ادامه میدهد و خانوادهای که تلاش میکند زندگی روزمره را حفظ کند، همگی بخشی از ظرفیت تابآوری جامعه هستند.
در کنار این موضوع، انسجام پایدار بدون احساس عدالت و توجه به مشکلات معیشتی امکانپذیر نیست. مردم زمانی خود را بخشی از یک سرنوشت مشترک میدانند که احساس کنند هزینهها و مسئولیتها عادلانه توزیع میشود و صدای آنان شنیده میشود. از همین رو، سیاستهای اقتصادی و معیشتی دولت نیز مستقیماً با سرمایه اجتماعی ارتباط دارد.
موضوع اینترنت نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند. اینترنت برای بخش بزرگی از جامعه ابزار کسبوکار، آموزش، ارتباطات و فعالیت رسانهای است. بنابراین نحوه سیاستگذاری در این حوزه، تنها یک مسئله فنی نیست و میتواند بر رابطه میان دولت و جامعه و میزان اعتماد عمومی اثر بگذارد. در شرایط بحرانی نیز دسترسی به ارتباطات و اطلاعات معتبر، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
آزمون اصلی اما پس از پایان بحران آغاز میشود. تهدید خارجی میتواند برای مدتی اختلافها را کنار بزند، اما حفظ این همبستگی در دوران عادی دشوارتر است. اگر جامعه پس از عبور از بحران دوباره با همان شکافهای گذشته مواجه شود، سرمایه اجتماعی ایجادشده میتواند کاهش پیدا کند. دولت چهاردهم در این نقطه با فرصتی مهم روبهرو است: تبدیل همبستگی روزهای سخت به همکاری اجتماعی در روزهای عادی.
این همکاری میتواند در حل مسائل اقتصادی، مدیریت مصرف انرژی، مقابله با ناترازیها، مدیریت آب، توسعه زیرساختها و اصلاحات اجتماعی خود را نشان دهد. جامعهای که در برابر تهدید خارجی کنار هم ایستاده، میتواند در حل مشکلات داخلی نیز بخشی از راهحل باشد؛ مشروط بر اینکه میان مردم و سیاستگذار اعتماد متقابل وجود داشته باشد.
از این منظر، وظیفه دولت تنها ایجاد انسجام نیست، بلکه حفظ و تقویت سرمایهای است که خود جامعه آن را در روزهای دشوار ساخته است. تصمیمگیری شفاف، ارتباط مستقیم با مردم، پذیرش نقد، کاهش فاصله میان سیاستگذار و جامعه و توجه جدی به مشکلات معیشتی، از مهمترین الزامات حفظ این سرمایه است.
مهمترین آزمون دولت پزشکیان این است که انسجام ملی را از یک واکنش موقت به بحران، به یک ظرفیت پایدار برای حل مسائل کشور تبدیل کند. مردم ایران در روزهای سخت نشان دادهاند که اختلاف نظر به معنای اختلاف در سرنوشت نیست. اکنون این سرمایه میتواند پشتوانهای برای عبور از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و توسعهای آینده باشد؛ سرمایهای که مردم ساختهاند و دولت باید از آن صیانت کند.
