نسخه اصلی
اجتماعی

محمدرضا کامرانی مشهدی؛ از ایده های فناورانه تا توسعه هنر و توانمندی در «همام»

محمدرضا کامرانی مشهدی، متولد ۳۰ شهریور ۱۳۷۰ در مشهد، از جمله فعالانی است که مسیر حرفه ای خود را در مرز میان فناوری، ایده پردازی، فرهنگ و هنر دنبال کرده است. نام او از یک سو با فعالیت در حوزه اختراع و صنعت هوایی…

تحریریه یونا۴ دقیقه مطالعه

کامرانی مشهدی در حوزه فناوری، سابقه ثبت اختراع «هواپیمای مدل با تکنیک ناوبری» را دارد؛ اختراعی که نشان‌دهنده علاقه او به مسائل تخصصی صنعت هوایی و تلاش برای ارائه راهکارهای فناورانه است. با این حال، فعالیت او در سال‌های اخیر تنها به حوزه اختراع محدود نمانده و حضور در عرصه فرهنگ و هنر، بخش دیگری از مسیر حرفه‌ای او را شکل داده است.
در جشنواره همام، کامرانی مشهدی به حوزه‌ای وارد شده که مسئله اصلی آن صرفاً برگزاری یک رویداد هنری نیست؛ بلکه شناسایی، معرفی و ایجاد فرصت برای هنرمندان دارای معلولیت است. نقش او در این مجموعه را می‌توان در تلاش برای نزدیک کردن هنر این هنرمندان به جامعه، مخاطبان و بازار هنر دنبال کرد؛ رویکردی که در آن هنرمند دارای معلولیت نه صرفاً به عنوان فردی نیازمند حمایت، بلکه به عنوان یک هنرمند صاحب اثر و توانمند دیده می‌شود.
یکی از محورهای مورد توجه کامرانی مشهدی در فعالیت‌های مرتبط با همام، اقتصاد هنر است. از نگاه او، حمایت از هنرمندان زمانی می‌تواند اثربخشی بیشتری داشته باشد که به ایجاد فرصت واقعی برای عرضه و فروش آثار نیز منجر شود. به همین دلیل، موضوع فروش آثار و ارتباط مستقیم هنرمند با مخاطب و خریدار، در فعالیت‌های او اهمیت پیدا کرده است.
این نگاه، تفاوتی اساسی میان «حمایت مناسبتی» و «توانمندسازی پایدار» ایجاد می‌کند. در حمایت مناسبتی، هنرمند برای مدتی کوتاه مورد توجه قرار می‌گیرد؛ اما در رویکردی که کامرانی مشهدی دنبال می‌کند، هدف آن است که هنرمند بتواند اثر خود را عرضه کند، مخاطب پیدا کند، وارد چرخه اقتصادی هنر شود و از طریق فعالیت حرفه‌ای، مسیر مستقل‌تری را ادامه دهد.
او در همین چارچوب بر کیفیت آثار هنرمندان همام نیز تأکید داشته است. از دیدگاه کامرانی مشهدی، معلولیت نباید باعث شود اثر هنری یک هنرمند پیش از آنکه از منظر هنری ارزیابی شود، صرفاً از زاویه محدودیت جسمی دیده شود. خلاقیت، زیبایی، تکنیک و توانایی هنری باید در مرکز توجه قرار گیرد و هنرمند فرصت داشته باشد با اثر خود با مخاطب ارتباط برقرار کند.
یکی دیگر از ابعاد فعالیت او در همام، توجه به گسترش دامنه فعالیت‌های هنری است. نگاه کامرانی مشهدی به این مجموعه تنها به هنرهای تجسمی محدود نمی‌شود و حوزه‌هایی همچون صنایع‌دستی، هنرهای سنتی، نمایش و تئاتر و آموزش هنر نیز در چشم‌انداز این فعالیت قرار گرفته‌اند. چنین رویکردی می‌تواند زمینه را برای شناسایی استعدادهای بیشتری فراهم کند و مفهوم حضور هنرمندان دارای معلولیت در عرصه فرهنگ و هنر را گسترده‌تر سازد.
در این میان، توجه به آموزش نیز برای کامرانی مشهدی اهمیت دارد. ایجاد زمینه‌های آموزشی و فراهم کردن امکان رشد استعدادها، از جمله مسیرهایی است که می‌تواند فاصله میان کشف استعداد و فعالیت حرفه‌ای را کاهش دهد. از این منظر، جشنواره تنها محلی برای معرفی آثار آماده نیست؛ بلکه می‌تواند نقطه آغاز مسیری برای پرورش هنرمند و ایجاد فرصت‌های تازه باشد.
فعالیت او در همام همچنین با تلاش برای ایجاد ارتباط میان هنر و مسائل اجتماعی همراه است. حضور هنرمندان دارای معلولیت در یک رویداد هنری، زمانی می‌تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد که جامعه آنها را در موقعیتی برابر با سایر هنرمندان ببیند. بنابراین، یکی از نتایج مهم چنین فعالیتی می‌تواند تغییر تدریجی نگاه عمومی از «معلولیت» به «توانمندی» باشد.
از سوی دیگر، کامرانی مشهدی بر آینده این جریان نیز تأکید دارد. برگزاری نشست‌های تخصصی، پرداختن به آینده‌پژوهی، توجه به آموزش و آکادمی و تلاش برای توسعه بخش‌های مختلف هنری، نشان می‌دهد که نگاه او به همام یک فعالیت مقطعی نیست. هدف، ایجاد ساختاری است که بتواند در طول زمان ظرفیت‌های بیشتری را شناسایی و از هنرمندان حمایت کند.
اگر در حوزه اختراع، کامرانی مشهدی به دنبال اثبات این دیدگاه بوده است که متخصص ایرانی می‌تواند برای مسائل پیچیده راهکار ارائه دهد، در فعالیت هنری خود نیز بر همین اصل تکیه دارد: انسان‌ها زمانی می‌توانند توانایی واقعی خود را نشان دهند که فرصت بروز آن را پیدا کنند.
از این منظر، حضور محمدرضا کامرانی مشهدی در همام را می‌توان ادامه همان نگاه فکری دانست؛ نگاه به توانایی‌هایی که شاید در شرایط عادی کمتر دیده شوند و تلاش برای ایجاد بستری که این توانایی‌ها به اثر، ارتباط، فرصت اقتصادی و در نهایت مشارکت اجتماعی تبدیل شوند. در چنین چارچوبی، فعالیت او در همام صرفاً یک مسئولیت اجرایی یا حضور در یک رویداد هنری نیست، بلکه بخشی از مسیری است که در آن فناوری، هنر و توانمندسازی اجتماعی در یک نقطه به یکدیگر می‌رسند.