به گزارش یونا، این روزها بسیار شنیده میشود که ابربحران سالمندی یا سونامی سالمندی در پیش است؛ هشدارهایی که کم کم به واسطه تکرار در حال عادی شدن برای مردم است. سالمندی با بقیه دوران زندگی متفاوت است چون کم کم توان بدن کم می شود و موضوع استقلال و سلامت و تعامل اجتماعی بیش از پیش اهمیت مییابد.
سالمندی دوران حساسی از زندگی بشر است که تقریبا از دهه ششم زندگی آغاز میشود. برای داشتن سالمندی سالم، افراد باید از کودکی زندگی سالمی داشته باشند؛ در حقیقت تک تک دوران زندگی از کودکی تا میانسالی بر دوره سالمندی تاثیرگذار هستند. اما با توجه به شرایط رفاه اجتماعی حاضر، باید انتظار نسل سالمندان تنها و بیمار را در آینده داشت.
سید جواد حسینی رئیس سازمان بهزیستی کشور اعلام کرده است تا سال ۱۴۲۰ بیش از ۳۱ درصد جمعیت ایران سالمند خواهند بود؛ آماری که ایران را به جمع کشورهای شدیدا سالخورده وارد میکند؛ آماری که اگر سیاستهای رفاهی اصلاح نشود با نسلی متفاوت از سالمندان روبرو خواهیم شد.
براساس گزارش دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور با عنوان سالمندی در پرتو چرخه زندگی، نابرابریها و ناامنیهای اقتصادی و اجتماعی موجود، بهطور مستقیم بر کیفیت زندگی سالمندان آینده اثرگذار است.
این گزارش با بهرهگیری از رویکرد چرخه زندگی و نظریه نابرابری انباشتی، سالمندی را نه صرفا مرحلهای از زندگی، بلکه پیامد انباشت فرصت ها و محرومیت هایی میداند که از دوران کودکی آغاز شده و در طول زندگی تداوم یافتهاند، برخلاف رویکردهای متعارف که سالمندی را مسالهای محدود به سالهای پایانی عمر تلقی میکنند، این گزارش نشان میدهد که کیفیت زندگی سالمندان به شدت تحت تأثیر شرایط اولیه زندگی، دسترسی به آموزش، وضعیت اشتغال، امنیت درآمدی، سلامت، مسکن و میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی در دورههای مختلف زندگی قرار دارد.
بر اساس این گزارش، بحران سالمندی در ایران، بیش از آنکه یک مساله جمعیت شناختی باشد، موضوعی مربوط به رفاه اجتماعی است؛ امری که طی سالهای اخیر با اجرای سیاست های اقتصادی مبتنی بر تعدیل ساختاری، خصوصی سازی، موقتی سازی و آزادسازی، بیش از پیش به محاق رفته است. بررسی وضعیت ایران نشان میدهد که ناامنی شغلی، گسترش اشتغال غیررسمی، ضعف پوشش بیمهای، نابرابری های جنسیتی، افزایش هزینههای درمان، دشواری دسترسی به مسکن مناسب و کاهش مشارکت اجتماعی، از مهمترین عواملی هستند که زمینهساز فقر، بیماری و انزوای اجتماعی در دوران سالمندی میشوند.
این عوامل نه به صورت مستقل، بلکه به شکل زنجیرهای و انباشتی عمل می کنند و باعث تشدید شکافهای اجتماعی موجود در سالهای پایانی عمر میشوند، گزارش همچنین نشان می دهد که زنان، افراد دارای سابقه اشتغال غیررسمی، ساکنان مناطق محروم و گروههای کم درآمد بیش از سایرین در معرض پیامدهای منفی سالمندی قرار دارند. از این رو، سیاستگذاری مؤثر در حوزه سالمندی نمیتواند به حمایت از سالمندان محدود شود، بلکه باید به کاهش نابرابری ها در تمام مراحل زندگی بپردازد. بهبود شرایط کودکی، کاهش فقر، گسترش دسترسی برابر به آموزش، تقویت حقوق نیروی کار، توسعه نظام تأمین اجتماعی فراگیر و حمایت از مراقبت اجتماعی، از مهمترین پیش شرطهای تحقق سالمندی سالم و باکیفیت در ایران هستند.
این گزارش در رابطه با موضوع سلامت متذکر می شود که نابرابری در دسترسی به خدمات بهداشتی، درمانی و هزینه بالای درمان در دوران جوانی و سالمندی، یکی از عوامل دیگر تعیین کننده کیفیت زندگی در دوران سالمندی است، هزینههای بالای درمان باعث میشود که بسیاری از افراد از مراجعه به پزشک یا ادامه روند درمان خود اجتناب کنند، این امر هم میزان بیماری های شناسایی نشده و هم میزان بیماری های شناسایی شده اما درمان نشده را افزایش میدهد. بیماریهایی که در صورت تشخیص در دوران جوانی و میانسالی با صرف هزینه و زمان کمتر قابل درمان بودند، در دوران سالمندی، تبدیل به بیماریهای مزمن میشوند که کیفیت زندگی سالمندان را به شدت کاهش داده و درمان این بیماری ها و نیز مراقبت از سالمندان مبتلا به آنها با سختی و هزینه های بسیاری همراه خواهد بود.
یک یافته مهم دیگر این گزارش آن است که بیش از ۹۰ درصد از قراردادهای کار در ایران موقتی هستند و بیش از نیمی از شاغلان در مشاغل غیررسمی فاقد بیمه کار میکنند، این در حالی است که پژوهشها نشان میدهند اضطراب مزمن ناشی از ناامنی شغلی در میانسالی، مستقیما با ابتلا به زوال عقل، بیماریهای قلبی و افسردگی در دوران سالمندی مرتبط است.
دبیرخانه شورای ملی سالمندان درباره این آمار هشدار میدهد که ایران همین امروز دارد نسل آینده سالمندان پرهزینه، بیمار و تنهای خود را میسازد و تا سال ۱۴۳۰ که ۲۰ تا ۳۰ درصد جمعیت کشور سالمند خواهند بود، فرصت چندانی برای تغییر مسیر باقی نمانده است.
تدوین نظام پایش چرخه زندگی با هدف رصد نابرابریهای انباشتی از کودکی تا سالمندی و ایجاد پایگاه داده های یکپارچه برای سنجش اثرات بلندمدت سیاست های اجتماعی، کاهش فقر کودکی از طریق گسترش حمایتهای درآمدی، تغذیه ای و آموزشی برای خانوارهای کم درآمد و مناطق محروم و مقابله با ناامنی شغلی از طریق محدودسازی قراردادهای موقت، گسترش پوشش قانون کار و کاهش اشتغال غیررسمی از جمله سیاستهای پیشنهادی این گزارش برای مقابله با پدیده سالمندان تنها و بیمار در نسل آینده است.
ضرورت برنامهریزی مناسب برای سالمندان
هرچند در این گزارش، بیماری و تنهایی، سرنوشت سالمندان آینده ذکر شده اما حقیقت این است که سالمندان فعلی نیز با این مشکلات دست و پنجه نرم میکنند چنانکه به گفته سیدجوادحسینی رئیس سازمان بهزیستی کشور، ۶۰ درصد سالمندان بالای ۷۰ سال کشور حداقل یک بیماری مزمن دارند و یکی از مهمترین مشکلات سالمندان، احساس تنهایی است بهطوری که در مطالعات انجام شده، ۶۲ درصد سالمندان، تنهایی را مهمترین مشکل خود عنوان کردهاند.
رییس سازمان بهزیستی کشور با هشدار نسبت به شتاب بالای سالمندی در ایران گفت: اگر برای مدیریت این روند برنامهریزی نکنیم در سالهای آینده با یک ابربحران اجتماعی مواجه خواهیم شد اما در صورت برنامهریزی صحیح، سالمندی میتواند به فرصتی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور تبدیل شود.
حسینی با تشریح وضعیت سالمندی در ایران اظهار کرد: بر اساس معیارهای جمعیتشناسی، اگر هفت درصد جمعیت یک کشور بالای ۶۰ سال باشد، آن کشور جوان، بین هفت تا ۱۴ درصد در حال ورود به سالمندی، بین ۱۴ تا ۲۳ درصد کشور سالمند، بین ۲۳ تا ۲۷ درصد کشور سالخورده و از ۲۷ درصد به بالا شدیدا سالخورده محسوب میشود. در حال حاضر حدود ۱۴ درصد جمعیت ایران بالای ۶۰ سال سن دارند که در این میانگین سنی، کشور وارد مرحله سالمندی شده است. بر اساس پیشبینیها تا سال ۱۴۳۰ بیش از ۳۱ درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل خواهند داد و ایران به جامعهای شدیدا سالخورده تبدیل میشود.
رئیس سازمان بهزیستی کشور با تاکید بر ضرورت تبدیل موضوع سالمندی به یک مساله اجتماعی گفت: اگر امروز به موضوع سالمندی توجه نکنیم در آینده با بحرانهای اجتماعی پیچیدهای روبهرو خواهیم شد اما در صورت برنامهریزی مناسب، سالمندی میتواند فرصتهای جدیدی در حوزه اشتغال و اقتصاد ایجاد کند.
وی با اشاره به مفهوم اقتصاد نقرهای افزود: ایجاد مشاغل مرتبط با مراقبت از سالمندان، یکی از سریعترین و پایدارترین فرصتهای اشتغالزایی در دنیاست و ایران نیز باید از این ظرفیت بهرهمند شود.
کاهش نابرابریهای ساختاری متضمن سالمندی سالم در آینده
سالمندی را نمیتوان صرفا پیامد افزایش سن دانست. کیفیت زندگی در دوران سالمندی بازتاب مجموعهای از فرصتها و محرومیتهایی است که افراد از نخستین سالهای زندگی با آنها مواجه می شوند بنابراین با توجه به روندهای کنونی رفاهی و اقتصادی، جمعیتشناسی و چالشهایی که سالمندان آینده با آن مواجه خواهند بود، لازم است تا سیاستگذاران، خانوادهها و جامعه به طور کلی اقدامات مؤثری برای حمایت از این قشر آسیبپذیر انجام دهند.
گزارش دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور نشان میدهد بهبود کیفیت زندگی سالمندان مستلزم اتخاذ سیاستهایی است که نه تنها پیامدهای نابرابری را کاهش دهند، بلکه سازوکارهای تولیدکننده آن را نیز هدف قرار دهند. رویکرد چرخه زندگی این امکان را فراهم میکند که سالمندی به عنوان بخشی از یک فرایند اجتماعی گستردهتر درک شود و سیاستگذاری اجتماعی از مداخلات مقطعی و جبرانی به سمت کاهش نابرابری های ساختاری و پیشگیری از بازتولید آنها در نسل های آینده حرکت کند.
